|
اگر سخنی در دنیا باشد
اگر حرفی باشد اگر کلمه ای باشد سخن انسان...حرف انسان در یک کلمه است "عشق پاک"
به غروب که رنگ شراب است به شراب که رنگ خون است به خون که رنگ قلب است به قلبم که جایگاه توست دوستت دارم
وقتی که نم نم بارون از روزای رفته می گه وقتی که قطره اشکی از دلی شکسته می گه وقتی که بوی خاک کوچه شوق کودکی میاره وقتی باد سرد پاییز تو رو یاد من میاره با خودم می گم که با من چه گذشت ؟ چی برام مونده بجز یه سرگذشت ؟ دیگه این شهر غریب دیگه این کوچه خلوت چیزی یادم نمی یاره جز غم و نکبت وغربت نه روزام داره یه خورشید نه شبام داره یه ستاره توی عمر تیره روزام روز و شب فرقی نداره حالا هر وقت که می بینم رفته هرچیز که عزیزه وقتی حتی خاطراتم دیگه از من می گریزه به خودم می گم با من چه گذشت ؟ چی برام مونده بجز یه سر گذشت ؟
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون همدم من است
Little Baby دخترک I Can Give You All The Loving That Your Heart Desires مي توانم تمام محبتي را که قلبت آرزو دارد به تو ببخشم If You Ain"t Got Time For Me اگر براي من وقت نداري L"ll Find Another Fantasy روياي ديگري خواهم يافت
و اين بهاي عشق است.
چشمهایش پر از هوس بود.. به طرفم آمد.. دستهای سردش را بر سرم انداخت.. می خواستم فریاد بزنم با تمام وجود.. اما نمی شد.. پیراهنش را در آورد و در کنارم جای گرفت.. هوای گرم و طاقت فرسایی بود.. کلاهم را با نوازش برداشت و به طرفی گذاشت.. لبهای گرمش را به طرف لبهای سردم آورد.. با تمام وجودش شیره جانم را مکید که آتشش خاموش شد.. آنگاه مرا با بی رحمی به گوشه ای پرت کرد.
دچار یعنی عاشق
و فکر کن که چه سخت که ماهی کوچک دچار آبی بی کران گردد در عشق آن کسی پیروز است که زودتر پا به فرا نهد دریای بی کران باشی
یا گدال کوچک آب فرقی نمی کند ذلال که باشی آسمان در توست معلم چه درسی شوم تا...؟ در این فکر بودم که معلم شوم امانمی دانستم چی؟چه درسی: حال به فکرم آمد: که اگر معلم تاریخ بودم به تو می گفتم تو سلسله عشق را بنا کردی. اگر معلم جغرافی بودم به تو می گفتم تو قله عشق را کشف کردی. اگر معلم علوم بودم به تو می گفتم تمام سلولهای بدنت از عشق تشکل شده. اگر معلم دینی بودم به تو می گفتم محبت را از دیگران دریغ نکن. اگر معلم عربی بودم به تو می گفتم انا احبک. اگر معلم زبان بودم به تو می گفتم I LOVE YOU. اگر معلم فارسی بودم به تو می گفتم دوستت دارم رو بخش کن تو در جواب می گفتی قابل بخش کردن نیست ... پس چگونه می توانی آن را تلفظ کنی؟ تو در یک جمله کوتاه می گفتی .............دوستت دارم. اگر معلم املاء بودم دستت دارم را به یاد می دادم تا تو در نامه هایت برایم بنویسی دستم داری. اگر معلم انشاء بودم همیشه موضوع انشائت را ای چنین می دادم که: تو چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ و تو در یک جمله کوتاه انشائت را پایان می دادی و می نوشتی: من یک نفر را دوست دارم ...که او خود می داند من او را دوست دارم.
به این عکس خوب بنگر بعد حتما نظر بده به چهار نقطه وسط عکس به مدت سی ثانیه خیره شو سپس به یک دیوار سفید نگاه کن و پشت سر هم پلک بزن
نام : عشق شهرت : عاشقي جرم : دوست داشتن محکوميت : زندگي کردن
نام : شمع شهرت : سوختن جرم : روشني بخش محکوميت : آب شدن شنبه : به دنيا مي آيد يکشنبه : پا مي گيرد دوشنبه : عاشق مي شود سه شنبه : جدا مي شود چهار شنبه : ازدواج مي کند پنج شنبه : پدر و مادر مي شود جمعه : و بالاخره مي ميرد
|
|