|
و آنگاه که شقايق هاي سر مست عاشقانه باز
ميشوند. من در فکر تو و در روياي شيرين تو غوطه ور ميشوم تا شايد بتوانم در افکار پريشانم تو را در يابم بي آنکه بدانم چرا؟ هنگامي که شناي پرندگان و پرواز ماهيها تا طلوع خورشيد درمغرب و غروب خورشيد در مشرق را ديدي بدان که فراموشت کردم ... عشق يعني مستي و ديوانگي به غروب که رنگ شراب است
به شراب که رنگ خون است به خون که رنگ قلب است به قلم که جایگاه توست دوستت دارم مادر
من از پشت افق آمده ام
از آنجایی که آبی آبی ست من برای دیدن آینه ها آمده ام عشق را بادستان ، عشق را با دل خود لمس خواهم کرد اما آیا کسی است که از پشت افق ها خبری بپذیرد ؟ نه نه ! امشب آمده ام ، باز خواهم گشت به همان جا پشت افق آنقدر می مانم تا قلب خود را پر از نور آینه کنم
يکم:
به آدم ها بيشتر از اون چيزه که انتظار دارند بده و با خوشرويي انجام بده دوم: با يک نفر ازدواج کن که تو با اون از خودت با لذت صحبت کني وقتي پير شدي اين خصوصيت از همه چيز مهم تر است سوم: هر چيزي را باور نکن يا اينکه با تمام پشتکار زحمت بکش يا هر اندازه که لازم است بخواب. چهارم : وقتي که به کسي ميگويي دوستت دارم منظورت هم همان باشد پنجم: وقتي که به کسي ميگويي متاسفم به چشمان او نگاه کن ششم : حداقل شش ماه نامزد باش قبل از اينکه ازدواج کني هفتم: به عشق از نگاه اول معتقد باش هشتم : هرگز به آرزوه هاي ديگران نخند . کساني که آرزو ندارند چيز زيادي ندارند نهم: عميق و با گرمي عاشق باش ممکن است که قلبت بشکند ولي اين تنها راه زندگي کامل است دهم: در هنگام سوءتفاهم منصفانه مجادله کن و لطفاً توهين نکن! يازدهم: افراد را از روي خانواده آنها نسنج دوازدهم: آهسته صحبت کن ولي سريع فکر کن سيزدهم: وقتي کسي از تو سوالي پرسيد که تو جوابي نميخواهي بدهي اول تبسم کن و بعد بپرس چرا ميخواهي اين را بداني؟ چهاردهم: در نظر داشته باش که عشق بزرگ و موفقيت بزرگ به همراه ريسک بزرگ هست پانزدهم : وقتي کسي را عطسه کردن ميشنوي بگو سلامت باشي شانزدهم: وقتي از کسي شکست خوردي از آن شکست درس بگير هفدهم : سه چيز مهم يادت نره: احترام و عزت به خود احترام به ديگران مسووليت در برابر تمام اعمالت هجدهم: هرگز اجازه نده که يک دعواي کوچک يک دوستي بزرگ را خدشه کار کند نوزدهم: وقتي که متوجه يک اشتباهت شدي آن را به سرعت درست کن وبيستم: وقتي گوشي تلفن را بر ميداري لبخند بزن شخص پشت خط از صدايت متوجه ميشود زندگی قصه تنهایی هاست
زندگی قصه هر غصه یک زندانیست که به حبس ابدی محکوم است زندگی واژه بی معنی یک خوشبختی است زندگی بازی شطرنجی است که در آن انسانها لحظه ای کیش وبه آخر نرسیده ماتند. جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل.عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بودیعنی فراموشی. قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودن قلب شروع کرد به طرفداری از عشق اهای چشم مگر تو نبودی که هر روز ارزوی دیدن اونو داشتی .ای گوش مگر تو نبودی که در ارزوش شنیدن صداش بودی یا تو ای لب مگر تو نبودی که در اتش بوسه زدن به او میسوختیو شما پاها که همیشه اماده رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید همه اعضا روی برگردانده و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند تنها عقل وقلب در جلسه ماندن عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بیزارند ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را ازرده چرا هنوز از او حمایت می کنی قلب نالید که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلب واقعی باشم پس من از او حمایت خواهم کرد حتی اگر نابود شوم. 3-2=1 heart loving you
1+1=2 eyes look at you 12+12=24 hours thinking about you 3+4=7 days in week miss you 11+1=12 months asking "GOD" to save you
عشق فراموش کرن نیست
بلکه بخشیدن است
عشق گوش دادن نیست
بلکه درک کردن است
عشق دیدن نیست
بلکه احساس کردن است
عشق جازدن و کنار کشیدن نیست
بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است زندگی ۳ بار بهت دروغ می گه :
۱ ـ وقتی به دنیات می یاره ۲ ـ وقتی عاشقت می کنه ۳ ـ وقتی زندگیت رو ازت می گیره تا بهت بگه فقط خواب بودی و بس ما در فراق دیده بودیم افسانه غم شنیده بودیم اما غم تو چه جانگداز است دردیست که غصه اش دراز است
*مادر* اهل دل از پای خاک "مادرست" هر چه دارد این جماعت از دعای "مادرست"
بخندای غنچه گلزار هستی
که من خندیدنت را دوست دارم به باغ خاطرات ای لاله سرخ تو را تنهای تنها دوست دارم
از جنس پاک خزونم
با برگ خشک مهربونم چشام پر از بوی نمد توی دلم یکم غم است ابرا توی قفل چشام رنگ یه بارون می پاشن تو تارو پود هستی ام نقش شبارو می کشن ماهی ها تو دریا چمون تشنه آب روین مثل اینه که خودشون از همیشه یتیم ترن
|
|