تبليغاتX
به نام غائب همیشه حاضر

اهل تبسم نیستم چون مثل ماهی می کنم

من عاشق چشم توام هر چه بخواهی می کنم

 

از روی نادانی اگر حرفی زدم روزی نرو

قبلا از این رفتار زشتم عذر خواهی می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط علی  | 

قسم دادم خدارو به ماه و به ستاره

به چشمایی که هر شب، اسیر انتظاره

 

به اون بنفشه هایی که مخصوص بهاره

به اون مهی که تنهاست ، مال شبهای تاره

 

یه شب خدا به من گفت تورو واسم میاره

تورو آورد و کردی به چشم من اشاره

 

چه کم بود عمر این فصل ، من و تو و نظاره

دنیا کوچیک بود اما ، تو گم شدی دوباره

چشمانم هنوز به دنبالت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط علی  | 

در اين خلوت سرا من هم به تنهايي لقب دارم

پريشاني و شيدايي در اينجا هم شده کارم

تو دنياي مني و من غزلهايم بنام تو

ميان عمق رويايم شدم محبوب و رام تو

صدايت مي کنم هر شب ميان خواب و رويايم

نمي داني که هستم من ولي ديريست شيدايم

ميان ظلمت شبها غمم را با تو مي گويم

تو که تنها کسي هستي که جان را در تو مي جويم

نمي دانم چه خواهد شد اسيرم در دو راهي ها

غرورم يکطرف ماند و دل ديوانه ام اينجا

چه مي شد بشکنم روزي غرور جنس سنگي را

بگويم عاشقت هستم بمان با من تو اي زيبا

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/19ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط علی  |