|
يكي بود يكي نبود روزي يك پسر بود كه عاشق يك دختر كور شده بود و هميشه به دختره ميگفت دوستت دارم.يه روز دختره به پسره ميگه اگر دوتا چشم داشتم كه ميتونستم تو رو ببينم برا هميشه پيشت ميمونم و بعد مدتي يكي پيدا شد كه به دختر چشم داد و دختر تونست پسر رو ببينه ولي وقتي چشمش به پسره افتاد ديد اونم كوره ولش كرد و رفت و پسر به دختر گفت رفتي خدا به همرات ولي مراقب چشمام باش؟ رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن ابتداي يک پريشاني است حرفش را مزن گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن آرزو دارم که ديگر بر نگردم پيش تو راهمان با اينکه طولاني است حرفش را مزن دوست داري بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن حرف رفتن مي زني وقتي که محتاج توام رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن
ز بهار پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت تازه شكفته ام هنوز نميدانم از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت درگرماي وجودش غرقم نميدانم از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت در هزار رنگ آن باخته ام نميدانم از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟گفت سرد است و بي رنگ
دوست داشتن او اگر گناه است من در قعر جهنمم
نشد یه قصری بسازیم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و اون باشه یه شب مهتابی باشه نشد یه جا بمونه و آخر بشه ماله خودم حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم با همه التماس من نشد دیگه نره سفر شعرام به جز اون رو هر دیونه ای گذاشت اثر نشد برم واسش بغل بغل شقایق بچینم نه اینکه من نخوام برم نذاشت گلها رو ببینم نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم یکی میگفت خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم اما نشد قسمت ما یه لحظه روشن و خوش پیغوم واسش فرستادم گفتم بازم منو بکش نشد که نشکنه واسم این چینی شکستنی هیچ جای دنیا ندیدم عجب چشای روشنی باورنکرد یه مژشو به صدتا دریا نمیدم یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم راست میگه هرچی اون بگه من کجاو دیونگی چه جور به حرف هاش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی خلاصه اخرش نشد ما گل سرخ بکنیم اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم نشد یه بارم برسم به آرزوهای محال یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم گذشته کار از کارمون دیر شده به خدا قسم نشد به موقع این کویر ابری شه بارون بگیره نشد خودش آینه که هست بیادو شمدون بگیره نشد بپاشم زیره پاش عطر گل محمدی نشد بهم جواب بده حتی بهم بگه بدی نشد دوست دارم بگه به من که نه به دیگری نشد یه بارم رد بشه از رو شعرام سرسری نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره آتیش گرفتم یه باره نگام نکرد بگه اره نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم نشد برم نشد نره نشد بخواد نشد بیاد نشد ولی شاید بشه واسم دعا کنید زیاد از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها فقط واسم دعا کنین اول خدا بعدم شما كاش كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني يود كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف تزين خاطره مهماني بود كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود كاش اسم همه دختركان اينجا نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم راز اين شعر همين مصرع پاياني بود
? این شعرها دیگر برای هیچکس نیست نه در دلم انگار جای هیچکس نیست آنقدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست حتی نفسهای مرا از من گرفتند من مرده ام در من هوای هیچکس نیست دنیای مرموزی ست ما باید بدانیم که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست باید خدا هم با خودش روراست باشد وقتی که می داند خدای هیچکس نیست من میروم هر چند می دانم که دیگر پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم
زندگي صفحه يكتاي هنرمندي است هر كسي نغمه خود خواند و از صفحه رود صفحه پيوسته بجاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.
فرياد از عشق فریاد از عشقت فریاد بر لبم تا ابد اسم توست اسیره عشقم که سرنوشتم طلسم توست فریاد از عشقت فریاد بگو این درد جدایی تا کی؟ بگو این اشک تنهایی تا کی؟ عشق من نرفتی از یاد من ذره ذره جون سپردن تا کی؟ دور از تو آهسته مردن تا کی؟ عشق من تو بشنو فریاد من فریاد از عشقت فریاد بر لبم تا ابد اسم توست اسیره عشقم که سرنوشتم طلسم توست فریاد ازعشقت فریاد اشکهای من به یاد عشق توست هر شب و هر روز چشم عاشق به راه توست رفتی وچه فایده از گریه رفتی وچه فایده از گریه ابر غم تو چشمام میشه بارون نیستی و باورم نمیشه رفتی آسون رفتی وچه فایده از گریه دل من تنگ همیشه شکستی قلبم رو مثه شیشه فریاد ازعشقت فریاد اشکهای من به یاد عشق توست هر شب و هر روز چشم عاشق به راه توس فریاد از عشقت فریاد بر لبم تا ابد اسم توست اسیره عشقم که سرنوشتم طلسم توست فریاد از عشقت فریاد بگو این درد جدایی تا کی؟ بگو این اشک تنهایی تا کی؟ عشق من نرفتی از یاد من ذره ذره جون سپردن تا کی؟ دور از تو آهسته مردن تا کی؟ عشق من تو بشنو فریاد من فریاد از عشقت فریاد بر لبم تا ابد اسم توست اسیره عشقم که سرنوشتم طلسم توست فریاد ازعشقت فریاد اشکهای من به یاد عشق توست هر شب و هر روز چشم عاشق به راه توست رفتی وچه فایده از گریه رفتی وچه فایده از گریه ابر غم تو چشمام میشه بارون نیستی و باورم نمیشه رفتی آسون رفتی وچه فایده از گریه دل من تنگ همیشه شکستی قلبم رو مثه شیشه فریاد ازعشقت فریاد اشکهای من به یاد عشق توست هر شب و هر روز چشم عاشق به راه توس ديگه از زمونه خستم.... ديگه از بوي گلها بدم مياد ديگه از گريه ي پشت پنجره ....ديگه از قدم زدن تو بارونها بدم مياد ديگه از شمارش ستاره ها ....ديگه از پرسه زدن تو كوچه ها بدم مياد ديگه از صداي گرم و مهربون ....ديگه از اون نامه هاي بي زبون بدم مياد ديگه از ليلي و مجنون.... ديگه از زمين و آسمون داره بدم مياد ديگه از خورشيد و ماه .... ديگه از فرشته هاي ربمون بدم مياد ديگه از رفتن اون بالاي كوه.... ديگه از يه جاده ي بي انتها بدم مياد ديگه تنها شدم و پر از غمم ....ديگه از گريه ي ابراي خدا بدم مياد ديگه از آينده ي شوم خودم.... ديگه از تك تك آدما داره بدم مياد ديگه داره از خودم بدم مياد.... چونكه داره ميره و تنهام ميذاره چونكه اون رفت و دلم داره ميگه.... عزيزم؟ دلم فقط تورو ميخواد
چرا وقتی که آدم تنها میشه .…
غم و غصه اش قد یک دنیا میشه .…
میره یک گوشه پنهون می شینه .…
اونجا رو مثه یه زندون می بینه .…
غم تنهایی اسیرت میکنه .…
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه .…
وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر می زنه .…
غم می آید یواش یواش خونه ی دل در میزنه .…
یاد اون شبها می افتم زیر مهتاب بهار .…
توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و یار .…
غم تنهایی اسیرت میکنه .…
تا بخوای بجنبی پیرت می کنه .…
می گن این دنیا دیگه مثه قدیما نمیشه .…
دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه .…
اون بالا باد داره زاغه ابرارو چوب میزنه .…
اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه .…
غم تنهایی اسیرت میکنه .…
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه .… روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است/ ........ بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است ...... بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست ..... او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است ...... صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست ...... در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است. بنويسيد اگرشعري ازاومانده بجاي ...... مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است ...... مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست ......بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است ...... غزل هجرت من را همه جا بنويسيد ...... روي قبرم بنويسيد مهاجر بوده است...
هر لحظه ای که میگذره در انتظار مردنم چی میشد اگه دروغ تو لحظه ما جا نداشت.....چی میشد اگه دورنگی هم دیگه معنا نداشت کاش میشد واسه هوس رفاقتا رو نفروخت .....کاش میشد صداقتو رو تن هر اینه دوخت چرا ما ادما گاهی خیلی بد میشیم........واسه راه همدیگه خواسته نا خواسته سد میشیم جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک میشیم......هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم دل خوشه هرکی شدیم تو زرد از اب دراومدش .....وقتی دلتنگی بیاد هیچکی نمیاد به دادش ندونستیم چرا وقتی نوبت ماست دیر میشه......حرفای خوب واسه ما زخم زبون و تیر میشه؟ شایدم ما ندونستیم زندگی چه شکلیه.......کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دسته کیه. ما به هرحال میپریم بی چشم و دل بی پرو بال......ما به مشکی دلخوشیم دورنگیا رو بی خیال چی بگم ازدلی که قدیه دریاست**********به خدا امید داره بفکر فرداست
آره دل وسعت دریاست*******************تو بخوای فردا همین جاست
دله من جدا ز دنیاست**********************دله من یه جای تنهاست
غصه ها زمن مبراست************************بی تو درگیر معماست
تو دلم یه عشق تنهاست**********************خدا اطراف دله ماست
حرف دل نگو که رویاست******************وقتی که خدا همین جاست چی بگم از دل ، دلی که قد یه دریاست همه چیزو دوست نداره به فکر فرداست آره دل وسعته دریاست تو بخوای فردا همین جاست دله من جدا ز دنیاست دله من یه جای تنهاست تو دلم یاد خداست غصه ها ز من جداست حرفه دل خدا خداست میگه رفتن ماله ماست |
|