|
يكي بود يكي نبود روزي يك پسر بود كه عاشق يك دختر كور شده بود و هميشه به دختره ميگفت دوستت دارم.يه روز دختره به پسره ميگه اگر دوتا چشم داشتم كه ميتونستم تو رو ببينم برا هميشه پيشت ميمونم و بعد مدتي يكي پيدا شد كه به دختر چشم داد و دختر تونست پسر رو ببينه ولي وقتي چشمش به پسره افتاد ديد اونم كوره ولش كرد و رفت و پسر به دختر گفت رفتي خدا به همرات ولي مراقب چشمام باش؟ |
|